
|
تاريخ خبر: نيما را دوباره بشناسيم ـ 28 جريانشناسي مخالفان نيما
رضا اسماعيلي
|
|
از شعـرم خلقي به هم انگيـختـهام خوب و بدشان به هم در آميختهام خود گوشه گرفتهام تماشا را، كآب در خوابـگه مورچـگان ريختهام اين حقيقت كه نيما مخالفان زيادي داشت ـ و دارد ـ بر كسي پوشيده نيست. چرا كه نيما به زعم خودش با كاري كه كرد، «آب در خوابگه مورچگان» ريخت و خواب هزاران ساله آنها را بر آشفت! نكته ديگر اين كه بر خلاف تصور بسياري از مردم، طيف مخالفان نيما از آغاز شكلگيري شعر نو تاكنون فقط به «سنتگرايان متعصب» محدود نميشود. به شهادت تاريخ معاصر، مخالفان نيما از چند طيف مختلف هستند كه البته نيت و انگيزه همه آنها در مخالفت با نيما و شعر نو يكي نيست. بعضي به علت حسادت، گروهي به دليل پاسداري از ميراث ادبيات پارسي، عدهاي از سر جهل و ناآگاهي و جمعي نيز به انگيزه «ماهي گرفتن از آب گل آلود» بر طبل مخالفت با نيما كوبيدند. به هر شكل اين مخالفتها باعث شد كه نيما به مدت 25 سال در مهجوري و گمنامي به سر برده و از سوي عوام و خواص مورد تمسخر، تحقير و بيمهري قرار گيرد. شمس لنگرودي در اين خصوص ميگويد: «نيما پس از بيست سال تلاش، نه فقط در ميان تودههاي شعر دوست ناشناخته ماند، بلكه از سوي روشنفكران نوگرا نيز چندان كه شايسته اوست، جدي گرفته نميشود.» (نيما يوشيج، شمس لنگرودي، ص 98) «... و اين مطلب را آلاحمد بعدها ـ در آذر ماه 1340 ـ نوشت. در سال 1325، پدر شعر نو ايران ـ بعد از 25 سال ـ ناشناختهتر و مطرودتر از آن بود كه كسي، چيزي درباره شعرخواني او در آن شب ـ در نخستين كنگره نويسندگان ايران ـ بنويسد.» (همان، ص 104) به طور كلي مخالفان نيما را در چهار گروه ميتوان تقسيمبندي كرد: 1ـ مدعيان پيشوايي شعر نو (تجددخواهان افراطي) 2ـ سنتگرايان متعصب 3ـ سنتگرايان معتدل (اعتداليون رمانتيك) 4ـ متشاعران فرصتطلب 1ـ مدعيان پيشوايي شعر نو اولين جبهه مخالفان نيما، مدعيان پيشوايي و رهبري جريان شعر نو بودند. اين جريان در نيمه اول دهه بيست با هدف انكار نيما به عنوان بنيانگذار شعر نو به ميدان آمدند. از قرائن و شواهد تاريخي پيداست كه مخالفت اين گروه با نيما تا حدود زيادي در «حسادت» و «خودبيني» ريشه داشته است. در راس هرم اين مخالفان، دكتر پرتو تندركيا (شاهين) قرار دارد. تندركيا در مهر ماه 1318 با صدور بيانيهاي آتشين مدعي پرچمداري شعر نو و انقلاب ادبي در شعر پارسي ميشود و با طعن و كنايه، نيما را مخاطب قرار ميدهد و ميگويد: «بعد از 1318، فارسي تمام آهنگينسازان زدوده است و نو، اين خود يكي از بهرههاي بزرگ انقلاب نوزاي ادبي به شمار ميرود. گويي همه بر شيوه انقلاب رفتهاند؛ حتي كساني كه كلماتي بيمعني رديف كردهاند، آهنگ كلماتشان به طور كلي همساز با گوهر فارسي. البته پيش از 1318، قطعات زدودهاي وجود داشته، ولي شكوفههايي است اتفاقي كه در زمستان تنيده. بعد از 1318، بهار است!» (پرتو تندركيا (شاهين)، نهيب جنبش ادبي، 1335، ص 194) از ديگر كساني كه مدعي شعر نو بودند، از «هوشنگ ايراني» بايد نام برد. علاوه بر اين دو تن، شاعران نوانديشي همچون: محمد مقدم، تقي رفعت، بانو شمس كسمايي، جعفر خامنهاي، ابوالقاسم الهامي (لاهوتي)، و جواهري (روا هيچ) در گروه شاعراني بودند كه هر يك با نوآوريهاي خود در زبان و خلق آثاري در قالب نو، بستر را براي ظهور نيمايي و تثبيت آن فراهم كردند و در نهايت زمينه و زمانه براي تجددطلبي و «رنسانس ادبي» مهيا شد. نكتهاي كه در مورد افرادي همچون هوشنگ ايراني و تندركيا بايد گفت اين است كه بنيان تجددخواهي اين گروه بر پايه الگوبرداري صرف از نظريههاي غربي (شعر سوررئاليستي (Surrealisme) و دادائيستي (Dadaisme) استوار شده بود و علاوه بر اين، دغدغه و تعلق خاطري به پاسداري از ميراث گرانسنگ ادب پارسي نداشتند. جالب است كه بدانيد شعر «سنگر خونين» (ابوالقاسم لاهوتي، اولين شعري است كه در قالب شكسته عروضي سروده شده است (1302 ه.ش). البته اين شعر ترجمه موزون شعري از ويكتور هوگوست. «جرقه» نيز نام اولين مجموعه شعر نيمايي است كه در سال 1324 چاپ شد. شاعر اين مجموعه «منوچهر شيباني» است. شمس لنگرودي ضمن تعريف خاطرهاي از شيباني ميگويد: «منوچهر شيباني در گفتوگويي كه در سال 1373 در منزلشان با هم داشتيم به نكته جالبي اشاره كرد كه در شناخت كيفيت و علل اجتماعي تحول شعر نو قابل توجه است. ايشان ميگفت من اين شيوه از شعر نو (شعر نيمايي) را، در زمان اشغال مازندران، با شنيدن شعري از ابوالقاسم لاهوتي، از زبان سربازي روس، آموختم. ميگفت من تا آن وقت نام نيما و حتي ابوالقاسم لاهوتي را نشنيده بودم، و سرباز روس از اين كه من باني شعر نو در ايران (يعني لاهوتي) را نميشناختم، حيرت ميكرد!» (شمس لنگرودي، نيما يوشيج، صص 101 و 102) آنچه كه درباره تجددخواهان افراطي بايد گفت اين است كه از اين گروه، هيچ كدام نتوانستند جريان شعر نو را تداوم بخشند و به توفيقي دست يابند. علت اين ناكامي و شكست نيز مشخص است. تندروي هاي اين گروه در تجددخواهي و بيتوجهي به زيرساختهاي فرهنگي و ديني جامعه ايراني در عرصه نوآوري و خلاقيت، راه را بر تداوم اين جريان سد كرد و امروز در تاريخ شعر نو، تنها نامي از آنها باقي مانده است و بس. codex17x page29 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


